تبلیغات
زنگ تفریح - مطالب عشق
 

 
خانمها با این جملات قند تو دلشون آب میشه

با ثبت پست  جملات دیوانه کننده مردان  بعض از خانم ها اظهار ناراحتی کردند. برای اینکه ثابت کنم به فکر آنها هم هستم مطلب زیر را ارائه می کنم.
چقدر زیبایی
زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آن ها بگویید که چه چهره زیبایی دارند. حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از این که گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد. البته بی گدار به آب نزنید و بدون آنکه برای حرفتان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی... او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر؟ پس سعی کنید برای این ادعایتان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید.

تو خیلی خاصی
این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند، بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آنها برای ازدواج در نظر داشته فرق می کنند و آنها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد. شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده. این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند. زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند.

با تو بودن بی نظیر است
زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آنها قدردانی کند. این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید، دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند. با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای اینکه همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد. آنها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت دونفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند.

دوستت دارم
اگر می خواهید همسرتان از اینکه دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست. زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهایتان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوالپرسی طول روز و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند. مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگتان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت.

متاسفم
برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است. آنها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند. غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایلتان از او عذر خواهی کنید. اینکه شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد. پس اگر نمی خواهید اوضاع را از اینکه هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم!

همه چیز را درست می کنم
حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند. گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید. اگر فکر می کنید فراهم کردن امکانات زندگی برای شاد کردن همسرتان کافی است اشتباه می کنید. ایجاد احساس آرامش و اطمینان و گاهی بیان کردن این جملات او را بسیار آرام تر و اعتمادش به زندگی مشترک تان را هم بیشتر خواهد کرد.

بیا صحبت کنیم
اگر همسرتان مدتی است که ناراحت یا پریشان است اما توضیحی در این مورد به شما نمی دهد، باید خودتان پیش قدم شوید. شاید او مشکل بزرگی دارد که گفتنش برایش آسان نیست و شاید هم منتظر جرقه ای از طرف شماست. یادتان نرود که هیچ ناراحتی بی دلیل نیست و این که شما از کنار این پریشانی ها بگذرید و آنها را جدی نگیرید، می تواند همسرتان را ناراحت تر از آنچه هست کند و حتی گاهی زندگی مشترک تان را هم زیر سوال ببرد. پس بعد از هر دلخوری که بینتان پیش می آید یا حتی زمانی که می بینید رفتار همسرتان تغییر کرده اما دلیلش را نمی دانید، به او پیشنهاد گفت وگو دهید و حتی اگر از این گفت وگو طفره رفت برایش توضیح دهید که شنیدن حرف ها و احساساتش چقدر برای شما اهمیت دارد و چقدر برای بهتر کردن زندگی مشترک تان اشتیاق دارید.


::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا , خانواده , عشق ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 19 اردیبهشت 1393
اولین مردمی که حلقه به دست کردند

اولین مردمی که در تاریخ، حلقه ازدواج را به کار بردند مصریان بوده اند. گویا در نوشته های هیروگلیف که نوشته های تصویری مصریان است حلقه، علامت ابدیت بود، یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین کردن به نوعی رمز زناشویی پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان، مسیح یان نیز حدود سال 900 میلادی شروع به دست کردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود كردند.


::
:: مرتبط با: تاریخ , خانواده , عشق ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 19 اردیبهشت 1393
دل (سعدی)
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن

تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به

که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا

به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا

تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد

چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی

گله از فراق یاران و جفای روزگاران

نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

سعدی




::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا , عشق , مراقبت , ادبیات ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : چهارشنبه 13 فروردین 1393
خلیج فارس
لطفا باکلیک روی تصویر زیر از خلیج فارس حمایت کرده و ثبت نمایید.



::
:: مرتبط با: عشق , اینترنت و كامپیوتر , طبیعت , جغرافیا , سیاسی , تصویر ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 12 اسفند 1392
لیلی و مجنون

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضـــــو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کــــــــرده بود

سجـــــــــده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شـــــــــــــد دل پر آه او

گفــــت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلــــــــیب عشق دارم کرده ای


جــــــــــام لیلا را به دستم داده ای
ونـــــــدر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشــــــــقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنـــــــم می زنی؟

خســته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجـــــنونم تو مجنونم مکن

مــــــــردِ این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیـــــلای تو ... من نیستم


گفـــــــــت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیــــــــدا و پنهانــت منم

ســــــــال ها با جور لیلا ساختی
من کنـــــــارت بودم و نشناختی

عشــــــق لیلا در دلت انداختم
صد قمـــار عشق یک جا باختم

کردمــــــــت آواره ی صحرا نشد
گفتم عاقــــــل می شوی اما نشد


سوختـــم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیـــــــــــامد از لبت

روز و شب او را صدا کـردی ولی
دیدم امشب با منی گفتــــــم بلی

مطمئـــــن بودم به من سرمیزنی
در حریـــــــم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقــش بیقرارت کرده بود

مرد راهــــش باش تا شاهت کنم
صـد چو لیـلا کشته در راهت کنم

 



::
:: مرتبط با: ادبیات , عشق , پیام ها و سخنان زیبا ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : شنبه 26 بهمن 1392
این شعر آدم رو به کجا میبره ؟(درسهای دوران دبستان)
 

باز گرد ای خاطرات کودکی / بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیبا ترند / یادگاران کهن ماناترند

 

درسهای سال اول ساده بود / آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس / روبه مکار و دزد و چاپلوس

 

روز مهمانی کوکب خانم است / سفره پر از بوی نان و گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود / فیل نادان برایش موش بود

 

با وجود سوزو سرمای شدید / ریز علی پیراهن از تن میدرید

تا درون نیمکت جا میشدیم / ما پر از تصمیم کبری میشدیم

 

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم / یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان جفتی به رنگ زرد داشت / دوشمان از حلقه هایش درد داشت

 

گرمی دستانمان از آه بود / برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد و رنج و کار / بچه های جامه های وصله دار

 

بچه های دکه سیگار سرد / کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ نفریحی نبود / جمع بودن بود و تفریقی نبود

 

کاش میشد باز کوچک میشدیم / لا اقل یک روز کودک میشدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش / یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

 

ای معلم نام و هم یادت بخیر / یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی ترین احساس من / باز گرد این ، مشق هارا خط بزن



::
:: مرتبط با: ادبیات , فرهنگی , عشق , پیام ها و سخنان زیبا ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : یکشنبه 20 بهمن 1392
ماجرای یک زن و شوهر(داستان)
امروز یک داستان جالب در وبلاگ http://www.dorbinmakhfigermi.irنظرم را جلب کرد. با تشکر از مدیریت وبلاگ و با اجازه ایشان ، آن داستان زیبا را در این وبلاگ میگذارم تا خواننده بیشتری داشته باشد.
و اما داستان:

روزى مردى با زن خود مشغول غذا خوردن بود و غذا مرغ بریان بود، سائلى بر درب خانه اظهار حاجت کرد، آن مرد او را محروم کرد و چیزى نداد، بعد از مدّتى روزگار بر او برگشت و ثروت و دارایى اش از بین رفت و زن را نیز طلاق داد. زن با مرد دیگرى ازدواج نمود. اما از آنجهت که عجایب روزگار ما بسیار است ، اتفاقی جالب و عجیب افتاد.

روزى آن زن با شوهر دوّم مشغول غذا خوردن و از جمله مرغ بریان بود که فقیرى بر درب خانه خوراک خواست. مرد گفت: مقدارى غذا و مرغ براى او ببر. وقتى زن غذا را به دست فقیر مى داد، دید گویا او را دیده است، دقّت کرد، سبحان الله، چه مى بینم! همان شوهر اوّلش بود که به این روز افتاده بود. گریه اش گرفت و برگشت.

شوهر سبب گریه را پرسید پاسخ داد: شوهر اوّل من بود، یک روز با او غذا مى خوردم گدایى آمد و او آن گدا را محروم کرد. مرد گفت: خدا گواه است آن سائل من بودم و چون تلخى ناامیدى را دیده ام نمى خواهم کسى از در خانه ام محروم برود.




::
:: مرتبط با: عشق , خانواده , پیام ها و سخنان زیبا , داستان ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 11 بهمن 1392
پسر ترشیده(شعر)

  پسری با پدرش در رختخواب
درد ودل می کرد با چشمی پر آب

    گفت :بابا حالم اصلا ً خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست

     گو چه خاکی را بریزم توی سر
روی دستت باد کردم ای پدر

     سن من از ۲۶ افزون شده
دل میان سینه غرق خون شده

    هیچکس لیلای این مجنون نشد
همسری از بهر من مفتون نشد

    غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته

    پدرش چون حرف هایش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت

    پسرم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود

    غصه ها را از وجودت دور کن
این همه دختر یکی را تور کن

    گفت آن دم :پدر محبوب من
ای رفیق مهربان و خوب من

    گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها

    در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و چشم پاکم هر کجا

    کی نگاهی می کنم بر دختران
مغز خر خوردم مگر چون دیگران؟

    غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با شهین و مهرخ و ایضاً سحر

    با سه تا شان رفته بودیم سینما
بگذریم از ما بقیه ماجرا

    یک سری ، بر گل پری عاشق شدم
او خرم کرد، وانگهی فارغ شدم

    یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید

    آزیتای حاج قلی اصغر شَله
یک زمانی عاشقش گشتم بله

    بعد اوهم یار من آن یاس بود
دختری زیبا و پر احساس بود

    بعد از این احساسی پر ادعا
شد رفیق من کمی هم المیرا

    بعد او هم عاشق مینا شدم
بعد مینا عاشق تینا شدم

    بعد تینا عاشق سارا شدم
بعد سارا عاشق لعیا شدم

    پدرش آمد میان حرف او
گفت ساکت شو دیگر فتنه جو

    گرچه من هم در زمان بی زنی
روز و شب بودم به فکر یک زنی

    لیک جز آنکه بداری مادری
دل نمی دادم به هر جور دختری

    خاک عالم بر سرت، خیلی بدی
واقعا ً که پوز بابا را زدی



::
:: مرتبط با: ادبیات , عشق , خانواده , طنز ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : پنجشنبه 26 دی 1392
عشق
درباره عشق چه می دانید؟

عشق لذتی اغلب مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند.

عشق و احساس شدید دوست داشتن، معانی زیادی را در بر دارد.

در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد می‌تواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی می‌باشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح‌دوستی و انسانیت در تطابق است.عشق نوعی  احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را می‌توان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف انسانی دانست که فرد آنرا در یک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم می‌کند. با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می‌کند: علاوه بر عشق رمانتیک که آمیخته‌ای از احساسات و میل  جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق عرفانی و عشق افلاطونی، عشق مذهبی ، عشق به خانواده را نیز می‌توان اضافه کرد، درواقع این کلمه را می‌توان در مورد علاقه به هر چیز دوست داشتنی و فرح بخش، مانند فعالیت‌های مختلف و انواع غذا به کار برد.

حالا شما بگویید
عاشق کیست؟
وظایف او چیست؟
بایدها و نبایدهای عاشقی چیست؟


::
:: مرتبط با: ادبیات , مراقبت , عشق , پیام ها و سخنان زیبا ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 20 دی 1392
شعر مادر
پسر رو قدر مادر دان که دایم
کشد رنج پسر بیچاره مادر

برو بیش از پدر خواهش که خواهد
تو را بیش از پدر بیچاره مادر

زجان محبوب تر دارش که دارد
زجان محبوب تر بیچاره مادر

از این پهلو به آن پهلو نغلتد
شب از بیم خطر بیچاره مادر

نگهداری کند نه ماه و نه روز
تو را چون جان به بر بیچاره مادر

به وقت زادن تو مرگ خود را
بگیرد در نظر بیچاره مادر

بشوید کهنه و آراید او را
چو کمتر کارگر بیچاره مادر

تموز و دی تو را ساعت به ساعت
نماید خشک و تر بیچاره مادر

اگر یک عطسه آید از دماغت
پرد هوشش زسر بیچاره مادر

اگر یک سرفه بی جا نمایی
خورد خون جگر بیچاره مادر

برای این که شب راحت بخوابی
نخوابد تا سحر بیچاره مادر

دو سال از گریه روز و شب تو
نداند خواب و خور بیچاره مادر

چو دندان آوری رنجور گردی
کشد رنج دگر بیچاره مادر

سپس چون پا گرفتی ، تا نیافتی
خورد غم بیشتر بیچاره مادر

تو تا یک مختصر جانی بگیری
کند جان مختصر بیچاره مادر

به مکتب چون روی تا باز گردی
بود چشمش به در بیچاره مادر

وگر یک ربع ساعت دیر آیی
شود از خود به در بیچاره مادر

نبیند هیچکس زحمت به دنیا
ز مادر بیشتر بیچاره مادر

تمام حاصلش از زحمت این است
که دارد یک پسر بیچاره مادر


::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا , خانواده , عشق , والدین ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : چهارشنبه 4 دی 1392