تبلیغات
زنگ تفریح - مطالب پیام ها و سخنان زیبا
 

 
جملات پندآموز
قله ای که چند بار فتح شود ؛  
بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود
مواظب دلت باش !…




آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوست بدار
نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند . . .



“زمان” وفاداریه آدما رو ثابت میکنه نه “زبان”



دوست بدار کسی را که دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد  
دوست مدار کسی را که دوستت ندارد حتی اگر سلطان قلبت باشد



کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم  
مثل ساعت هایی که صبح، دلسوزانه زنگ می زنند  
و در میانِ خواب و بیداری، بر سرشان می کوبیم  
بعد می فهمیم که خیلی دیر شده



خـــــشـم ،  
بـــا دیــــوانــگی آغــــاز مـی شـود و بـــا پــــشـیمـانـی پـایـان مـی پــذیــرد



شــــیــــر برایِ اثــــباتِ قــــــــدرتش  
نیازی به جنگیدن با هر شــــغال و کــــفتاری نداره



::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : پنجشنبه 29 خرداد 1393
کاش(شعر)
کاش میشد بچگی را زنده کرد
کودکی شد، کودکانه گریه کرد


کاش میشد شعر(قهرقهر تا قیامت) را سرود    
آن قیامت که دمی بیشتر نبود


فاصله با کودکی هامان چه کرد
کاش میشد بچگانه خنده کرد



::
:: مرتبط با: ادبیات , عشق , پیام ها و سخنان زیبا , کودکانه ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 26 خرداد 1393
پیغام گیر تلفن شاعران مشهور(طنز)

پیغام گیر حافظ :

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!

تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام

زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !

 

پیغام گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ

فلک را گر فرصتی دادی به دستم

دنباله مطلب را ببینید



:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: ادبیات , پیام ها و سخنان زیبا , طنز ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : شنبه 17 خرداد 1393
رفتار با دیگران
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه، تادهنشو باز میکرد آب میرفت تودهنش، نمی تونست چیزی بگه. دست کردم تو آکواریوم درش آوردم.شروع کرد ازخوشحالی بالا پایین پریدن.
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو. اینقده بالا پایین پرید که خسته شد خوابید. دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش توآب.
ولی الان چند ساعته بیدار نشده.
یعنی فکرکنم بیدار شده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!         
این داستان رفتار ما بابعضی آدمای اطرافمونه. دوسشون داریم و دوستمون دارند،ولی اونارو نمی فهمیم؛ فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتارها رو با اونا می کنیم!!!


::
:: مرتبط با: داستان , پیام ها و سخنان زیبا , عشق , مراقبت , دوستان ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393
دانلود کلیپ خوشبختی
کلیپ زیبای خوشبختی را با کلیک روی تصویر زیر دانلود کنید



::
:: مرتبط با: دوستان , مراقبت , عشق , پیام ها و سخنان زیبا , تصویر ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : شنبه 10 خرداد 1393
می رسد روزی که بی هم می شویم
یکی از بچه ها برام این شعر رو فرستاده. ازش خوشم اومد.

می رسد روزی که بی هم می شویم
یک به یک از جمع هم کم می شویم

می رسد روزی که ما در خاطرات
موجب خندیدن وغم می شویم

گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق
می رسد روزی که بی هم می شویم

پس ای رفقا یادم کنید.


::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا , ادبیات , دوستان ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : شنبه 10 خرداد 1393
درس زندگی
من در سال 93 چند نکته مهم را عملا" فهمیدم. یعنی میدونستم اما به عمق ماجرا پی بردم.
* محبت زیادی دردسر داره!!
*محبت که از حد گذشت احمق خیال بد کند!!
*برای کسی بمیر که برات تب کنه!!

خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کنه.انشاءالله


::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا , مراقبت ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 9 خرداد 1393
زن هارا دست کم نگیرید
یکی از دانش آموزان مطلب زیر را برام فرستاده:
روزی 10 مرد و یک زن بر اثر سقوط از بلندی به طنابی آویزون میشن. طناب تحمل وزن 11 نفر را نداشت و باید......

دنباله ماجرا رو در ادامه مطلب بخونید.....


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: آمار , مراقبت , خانواده , پیام ها و سخنان زیبا , داستان ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : سه شنبه 6 خرداد 1393
بزرگترین اشتباه
ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻧﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﺁﯾـــــــــــﻨﺪﻩ ....
ﺩﻟﻢ ﺑﭽـــــــﮕﯿﻤﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ!
 ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺷﻨــﯽ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮﯾﯽ!


ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻼﻝ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﮐـــﻞ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺯﻏﺎﻟﯽ ﺷﻪ !


 100 ﺑﺎﺭ ﯾﻪ ﺳﺮﺳﺮﻩ ﯼ 1 ﻣﺘﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺮﻡ

ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻢ !

 ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﺎ 10 ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺑﺨﻮﺭﻡ !

 ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻭ ﭘﻔﮏ ﻭ ﻟﻮﺍﺷﮑﻮ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﻡ !

ﺳﺮﭼﯿﺰﺍﯼﻣﺴﺨﺮﻩ ﺍﻧﻘﺪ ﺑــــﺨﻨﺪﻡ ﺑﯿﺎﻓﺘﻢ ﮐﻒ ﺍﺗﺎﻕ !

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻣﺚ ﺑﭽﮕﯿﺎ ﺑﻮﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺣﺎﻟﻤﻮ ﺑﺪ ﮐﻨﻪ ...

ﺁﺩﺍﻣﺲ ﺑﭽﺴﺒﻮﻧﻢ ﺯﯾﺮ ﻣﯿﺰ ﮐﻼﺳﺎ !


ﻋﯿﺪﯾﺎﻣﻮ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻗﻠﮏ

 ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺎﺯﻡ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻨﻢ ... ﻣﻮﺭﭼﻪ
ﻫﺎﺭﻭ ﺑﮑﺸﻢ !


ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣــﺎﺩﺭﻡ ﺍﺷﮑﻤﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻪ ﻧﻪ ﭘﯿﺮﻫﻦ ﺗﻨمو!


 ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺷﺒﺎ ﺗﻮﺧﻮﺍﺏ ﻏﻠﺖ ﺑﺰﻧﻢ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ !

 
1000 ﺗﻮﻣﻦ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ﺧــــﻮﺵ ﺑﺎﺷﻪ !

ﺍﺯ ﺷﺎﺧﻪ ﺩﺭﺧﺘﺎ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻡ


 ﻏﺮﻭﺑﺎﯼ بعضی روزا فقط منتظر "آنشرلی"باشم !
 ﻭﻟﻢ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﺻﺐ ﺗﻮ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﻤﻮﻧﻢ !

 
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻪ نماز ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ﺑﺮﻡ ﺟﻠﻮﺵ ﺍﻧــــــﻘﺪ ﺍﺩﺍ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﻡ ﺗﺎ ﺑﺨﻨﺪﻩ
ﻧﻤﺎﺯﺷﻮ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻓـــــﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ ....

.
.
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺰﺭﮒ شم ......


::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا , مراقبت , بازی ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : دوشنبه 5 خرداد 1393
زخم زبان(داستان)
در روزگاران گذشته شیری با مردی هیزم شکن دوست بود. آن دو بسیار همدیگر را دوست داشتند و بیشتر اوقات در جنگل باهم بودند. این دوستی مدتها ادامه داشت تا یک روز وقت ناهار زمانی که داشتند غذا می خوردند مرد به شیر گفت:
دوست عزیز میشه یه کم اونور تر بشینی.
شیر گفت: چرا؟

مرد گفت: آخه بوی دهنت خیلی گنده، اذیتم میکنه!!!
شیر بسیار خشمناک شد و از مرد خواست تا با تبرش ضربه ای به سرش بزند و تاکید کرد که اگر این کار را نکند او را خواهد خورد. مرد نیز با تبرش ضربه ای به سر شیر زد.خون فوران کرد و شیر نعره کشان از اونجا دور شد.
سالها گذشت و در روزی از روزها که هیزم شکن برای جمع کردن هیزم به جنگل رفته بود، شیر را دید. سلام و علیکی کردند و از سالهایی گفتند که از هم جدا بودند. بعد شیر گفت: موهای (پشم) روی سرم را کنار بزن.مرد این کار را کرد. شیر گفت: چه می بینی؟ آیا اثری از زخم روی سرم باقی مانده است؟
مرد گفت: کاملا" خوب شده و هیچ اثری از آن نیست. و اظهار خوشحالی کرد.
شیر گفت:

ولی هنوز حرفی که بهم زدی توی دلم مانده و هرگز فراموشم نمیشه!!

پیام اخلاقی داستان
زخم زبان از ضرب شمشیر بدتر است.


::
:: مرتبط با: داستان , پیام ها و سخنان زیبا , حیوانات , مراقبت ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 2 خرداد 1393