تبلیغات
زنگ تفریح - مطالب پیام ها و سخنان زیبا
 

 
سیره فردی پیامبر اسلام- سخن گفتن

پیامبر از همه مردم فصیح تر و شیرین سخن تر بود و می فرمود: من فصیح ترین عربم، و اهل بهشت به زبان محمّد(ص)سخن می گویند. آن حضرت کم حرف و نرم گفتار بود و در وقت حرف زدن، سخن بیهوده نمی گفت و سخنش مانند جواهر به رشته کشیده بود. عایشه می گوید: سخنش آرام و منظم بود، در حالی که شما پراکنده سخن می گویید. سخن پیامبر موجز بود و با کلمات جامع سخن می گفت; نه کم و نه زیاد. بین دو جمله توقّفی داشت تا شنونده درک کند. از همه مردم خوش نواتر بود، بیشتر سکوت می کرد و جز به هنگام نیاز سخن نمی گفت، حرف ناروا نمی زد. اگر ناگزیر بود مطلب ناپسندی را بگوید، آن را با کنایه می فرمود. از روی خیرخواهی و نصیحت سخن می گفت.
مجله معرفت » بهمن 1385 - شماره 110، نویسنده : فاضلی، خادم حسین



::
:: مرتبط با: مذهبی , پیامبران و امامان , پیام ها و سخنان زیبا , بزرگان دینی , ادبیات ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : سه شنبه 16 دی 1393
نامه یک معلم آموزش پرورش به دکتر هاشمی وزیر بهداشت
یک معلم یزدی با یادداشت نامه ای  به دکتر هاشمی وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی ضمن انتقاد از عملکرد وزیر آموزش و پرورش خواستار رسیدگی به وضعیت فرهنگیان و همکاران خود با کمک دکتر هاشمی شده است.

***********

با سلام و عرض ادب و احترام
تعجب نکنید وزیر ما فرهنگیان دکتر «فانی» است و از آنجایی که ایشان گویا فراموش کرده‌اند که وظیفه یک وزیر در قبال کارکنان تحت امرش چیست من به نمایندگی از جمعیت میلیونی فرهنگیان کشور این نامه به شما می‌نویسم تا در جلسه بعدی هیئت دولت کنار وزیر ما نشسته و از میکروفن ایشان و بجای ایشان درددل ما فرهنگیان را به دولت و شخص رییس جمهور و البته دکتر فانی برسانید.

انشالله از این به بعد در بازدید‌هایتان سری هم به مدارس و ادارات آموزش وپرورش هم بزنید و در مصاحبه‌های رادیو تلویزیونی و مطبوعاتی‌هایتان مشکلات ما را هم مطرح کنید...

لطفا و حتما به احترام ۱۲سال تحصیل زیر دست معلمان فراموش شده ایران این کار‌ها را انجام دهید.

جناب دکتر بیمه طلایی فرهنگیان پشیزی! نمی‌ارزد و باری به بار معیشتی ما اضافه کرده است.
جناب وزیر مشکل ما فرهنگیان را فقط در یک جمله کوتاه مطرح کنید.. حقوق ما برای ده روز کافی است و ۲۰ روز بعدی را با فلاکت و بعضا شغل‌های بسیار شنیع در شان معلم می‌گذرانیم...

جناب هاشمی واقعا نمی‌دانم در کدام کشور وکدام مدرسه دوره ابندایی را شروع کردید و کجا دیپلم گرفتید، اما خوب می‌دانم هرکجا بوده‌اید درایت و مدیریتی که امروز از شما می بینیم درصد زیادی از آن را خود شما هم نتیجه تلاش ها و زحمات معلمان خود می‌دانید.

اما باز نمی دانم چرا همه مدیران کشور از مجلسی‌ها، وزرا و شخص رییس جمهور چرا زحمات معلمان خود را فراموش می‌کنند و حاضر نیستند حداقل با آن‌ها رفتاری مانند سایر کارکنان دولت داشته باشند.

حال که شما در این مدت اندک این همه تحول در نظام سلامت کشور ایجاد کرده‌اید و در تمام برنامه‌های خبری شاهد تلاش شما برای رفع مشکلات وزارتخانه بهداشت هستیم برآن شدم ابن نامه را خدمت شما بنویسم شاید انشالله دیگر وزرای محترم و خصوصا دکتر فانی نیز به تبعیت از شما پیگیر مشکلات وزارتخانه‌هایشان باشند.

در پایان تنها هدیه معلمان به افراد کوشا نمره ۲۰ می‌باشد که با احترام این نمره را در کارنامه شما ثبت می‌کنم و در کارنامه جناب فانی نمره ۹/۵ را ثبت می‌کنم که خودشان اگر معلمی کرده باشند معنایش را می‌دانند...

با احترام جمعیت معلمان ایران زمین
به امید اندیشیدن تدبیری برای ساختن کلید بازکننده قفل‌های زنگ زده آموزش کشور
 
منبع: الف


::
:: مرتبط با: پیام ها و سخنان زیبا , خبر , فرهنگی ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393
نوجوان 15 ساله ای که اسیر شد+عکس
عکس و گوشه ای از خاطره نوجوان 15 ساله ای که اسیر شد، در صفحه اینستاگرام پرواز به آسمان منتشر شده است.




::
:: مرتبط با: تصویر , جغرافیا , پیام ها و سخنان زیبا , عشق , مراقبت ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : پنجشنبه 11 دی 1393
نصیحت و سرزنش
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...

*یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

*یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!

*یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!

*یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!

*یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!

*یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

*یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!

*یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!

*یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

*سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!

*کاشکی همه ما یاد بگیریم موقع مشکلات به جای نصیحت و سرزنش و شخصیت سازی... مشکل را حل کنیم


::
:: مرتبط با: داستان , پیام ها و سخنان زیبا , مراقبت ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : چهارشنبه 3 دی 1393
یادش بخیر اون وختا
خدایا ازت ممنونم
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
دیش!!!
ممقلی هم عاقبت شد  اهل دیش
 
 آنتنی بگذاشت درایوان خویش

 
تا زند گشتی در این کانال ها
 
فیلم ها و همچنین  سریال ها

 
بالشی بر پشت و ریموتش به دست
 
صبح تا شب پای تی وی می نشست

 
فیلم ها بر روی  او تاثیر کرد
 
کم کمک رفتار او تغییر کرد
 
هر زمان می دید از آن تیپ ها
 
شکوه سر می داد و می گفت  ای خدا

 
از چه رو  یارم  فشن اندام نیست
 
یعنی  آن چیزی  که من می خوام نیست  

 
همسری تیپیک تر باید گرفت      
 
یک کمر باریک تر باید گر فت

 
در پی  این عزم و تصمیم، آن خپل
 
 بر سبیل و موی  خود مالید ژل

 
رفت و یار خوش ادایی تور کرد    
 
دلبر بالا بلایی جور کرد
 
چند وقتی روزگارش خوب بود
 
چون یارش  ظاهرا  مطلوب بود

 
یار هم از او سواری می گرفت
 
بسته بسته ده هزاری می گرفت
 
بی مهابا خرج می کرد آن بشر  
 
تا شود  ازدیگران خوش تیپ تر

 
ممقلی  وضعش  یه هو ناجور شد
 
زرت اویکباره بد  قمصور شد
 
 یار آهنگ جدایی ساز کرد    
 
  نغمه های بی وفایی ساز کرد

 
 طالب مهریه اش شد ناگهان    
 
ممقلی  بر کله و بر سر زنان
 
تا که از این غصه و اندوه و درد
 
طبق اسناد پزشکی  سکتـــــــه کرد

 
چون که بیرون آمد از حال کما
 
گفت پایین آورید این دیش را
 
چون که این سریال ها یک دام بود
 
تشت رسوایی من بر بام بود

 
گند زد یار فشن بر هیکلم    
 
ای به قربان عیال اولم
 
ای فدای وزن و هم پهنای او    
 
 جنگل پر پشت ابرو های او

 
ای فدای  موی مش  نا دیده اش
 
چشم های سایه نا مالیده اش
 
هر کجا باشد صدایش می کنم
 
 بعد از این جان را فدایش می کنم


::
:: مرتبط با: گناهان , ادبیات , خانواده , پیام ها و سخنان زیبا , طنز ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : پنجشنبه 13 آذر 1393
لباس تقوی
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : جمعه 7 آذر 1393
بماند بقیه اش !!(شعر)
کوتاه کن کلام...، بماند بقیه‌اش!
مرده است احترام...، بماند بقیه‌اش!

از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود،
آن هم نشد حرام، ...بماند بقیه‌اش!


هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت،
آمد به انتقام، ...بماند بقیه‌اش!

شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام،
شد سنگ‌ها تمام، ... بماند بقیه‌اش!


گویا هنوز باور زینب نمی‌شود،
بر سینه‌ی امام؟! ...بماند بقیه‌اش!

پیراهنی که فاطمه باگریه دوخته،
در بین ازدحام، ...بماند بقیه‌اش!


راحت شد از حسین همین که خیال‌شان،
شد نوبت خیام، ... بماند بقیه‌اش!

از قتل‌گاه آمده شمر وز دامنش،
خون علی‌الدوام!! ...بماند بقیه‌اش!


سر رفت... آآآآه ، بعد هم انگشت رفت،
کاش از پیکر امام، ... بماند بقیه‌اش!

بر خاک خفته‌ای و مرا می‌برد عدو،
من می‌روم به شام، ...بماند بقیه‌اش!


دل‌واپسم برای سرت روی نیزه‌ها،
از سنگ پشت‌بام، ...بماند بقیه‌اش!

حالاقرار هست کجاها رود سرش،
از کوفه تا به شام، ...بماند بقیه‌اش!


تنها اشاره‌ای کنم ، رد شوم از آن،
از روی پشت بام، ...بماند بقیه‌اش!

قصه به «سر» رسید ، تازه شروع شد ماجرا!
شعرم نشد تمام، ...بماند بقیه اش!


::
:: مرتبط با: ادبیات , كربلا , بزرگان دینی , عشق , پیام ها و سخنان زیبا , پیامبران و امامان , مذهبی ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393
غدیر
بنا به درخواست تعدادی از همکاران محترم پاور پوینت درس روزی که دین کامل شد (هشتم) را در وبلاگ قرار دادم. جهت دانلود و استفاده بر روی تصویر زیر کلیک کنید. ضمنا این فایل در محیط آفیس 2010 ساخته شده است.




::
:: مرتبط با: تصویر , مذهبی , پیامبران و امامان , تاریخ , پیام ها و سخنان زیبا , عشق , آمار , عجایب , بزرگان دینی , فرشتگان , درسی , خدا ,
نویسنده : خلیل زارعی
تاریخ : پنجشنبه 8 آبان 1393